X
تبلیغات
رایتل

خود اشتغالی؛ گذار از فقر با گام های آهسته

پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 ساعت 04:18 ب.ظ

خود اشتغالی؛ گذار از فقر با گام های آهسته                        

شاید برای شکستن خط فقر و عبور از خیالپردازی برای رسیدن به مرز واقع گرایی، کوبیدن شعار خوداشتغالی بر دیوار افراشته محرومیت ها، اولین راهکار موردنظر سیاستمداران اقتصادی و اجتماعی نباشد، اما تجارب جهانی ثابت کرده است که این روش می تواند به عنوان سرفصل مکمل در برنامه ها و راهبردهای ملی تلقی شود. با این حال، اگرچه پذیرفتن این واقعیت که حدود نیمی از ۶ میلیارد نفر جمعیت جهان با درآمد کمتر از دو دلار زندگی می کنند، نوعی چهره پوشاندن در مقابل دهن کجی فقر است، اما می توان باز به انگیزه ای امیدوار بود که فقرا را به چاره جویی از وضعیت پریشان اجتماعی به سمت خوداشتغالی و تشکیل تعاونی ها سوق می دهد. این درست جلوه همان باوری است که در گزارش توسعه جهانی بانک جهانی، انجام برنامه های بهبود فرصت ها، تسهیل توانمندسازی و افزایش امنیت بدون مشارکت مؤ ثر و فعال فقرا را موفقیت آمیز ندانسته است. در کشورهای درحال توسعه و در حال گذار، اغلب این امیداری وجود دارد که تعاونی ها بتوانند در زمینه فقرزدایی و کاستن از آن، حداقل در کوتاه مدت، همچنین در از بین بردن پیامدهای ناشی از دوره گذار از اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار و تعدیل ساختاری، کمک های مؤ ثر و کارآمدی ارایه کنند. واقعیت این است که در جوامع فقیر، عوامل بسیاری ممکن است توسعه اقتصادی اجتماعی را با تا خیر روبه رو کند. آنچه بیش از هر چیز در تیررس توجه جامعه شناسان قرار دارد این است که نبود مؤ سساتی توانمند با قابلیت تامین تولیدات اولیه مواد غذایی با قیمت های رقابتی یا ایجاد کانال های مناسب برای ورود به بازارهای داخلی و خارجی، همچنین به عنوان یکی از موانع جدی فراروی اشتغال زایی و تولید ثروت به ویژه در مناطق روستایی باقی مانده است. فارغ از این که، فقر اقتصادی ناشی از تبعیض در بروز توانمندی ها به فقر فرهنگی منجر می شود، چنان که تعمیق فقر فرهنگی به تحکیم فقر اقتصادی می انجامد و این دور باطل همچنان ادامه می یابد. اما به نظر می رسد اقدام مهم، شکستن این چرخه خطا و باطل است.

ضرورت وجودی خوداشتغالی

خوداشتغالی، مدتهاست که به عنوان یکی از خط مشی های اقتصادی و برنامه های ملی و محلی در کشورهای منطقه جنوب و جنوب شرق مانند ژاپن، کره، هند، استرالیا و فیلیپین مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه این روش تنها راه ایجاد اشتغال و رفع مشکل فقر و بیکاری نیست، اما می تواند در به هم پیوستگی با دیگر اقداماتی که سیاستگذاری های اشتغال کشور را تعیین می کند، جای خالی زنجیره ای مخفی را پر کند. محمدعلی فرزین، مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل متحد در تهران از الگوی جدیدی نام می برد که کشورهای جهان سوم برای دستیابی به توسعه پایداری که قرابت و نزدیکی بیشتری با عدالت اجتماعی دارد به آن متوسل شده اند. گمان می رود دلیل اصلی این گرایش، ناشی از برآیند جریان توسعه اقتصادی این قبیل کشورها باشد که جدا از نابرابری های به جامانده از قبل، عده ای خاص وضعیت بهتری پیدا کرده اند و بقیه اگر دچار وضعیت بدتری نشده باشند، در همان وضعیت نامناسب اولیه باقی مانده اند. فرزین در این باره می گوید: با همکاری سازمان ملل، پروژه ای آزمایشی با هدف خوداشتغالی و توانمندسازی فقیران ازسوی دفتر تامین اجتماعی و سلامت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در ایران به اجرا درآمد. با این راهکار اصلی که از تجربه موفق خوداشتغالی و توانمندسازی فقیران در کشورهای منطقه جنوب و جنوب شرق الگوبرداری شود. این الگو در ایران با عنوان <بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد> نامگذاری شد. وی با اشاره به این که سال ۲۰۰۵ از طرف سازمان ملل متحد به عنوان سال اعتبارات خرد در جهان نام گرفته است، می افزاید: هدف اصلی سازمان ملل از این نامگذاری، ارتقای سطح آگاهی عمومی مردم درخصوص اعتبارات و منابع مالی خرد و همچنین ترویج مشارکت های نوآورانه در میان دولت ها، سازمان های غیردولتی، بین المللی و بخش خصوصی است. مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل در تهران می گوید: ازجمله راه حل های مناسب برای دستیابی به اهداف تعبیه شده در الگوی بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد، تشکیل گروه های غیررسمی در محله است که سازماندهی، ارایه آموزش های مهارتی، ایجاد صندوق های اعتباری، به توان رساندن جهت تشخیص راهکارهای ایجاد درآمد و ارایه اعتبارات برای انجام فعالیت های مختلف برای فقرا را انجام دهد.وی می افزاید: اگر برای ایجاد اشتغال، به راه حل های نهادینه شده و تجربه شده در دیگر کشورها توجه شود و برای آن برنامه های کلان و دستورالعمل های کلی اندیشیده شود، می توان به راحتی هم مسا له فقر، محرومیت و هم مسا له اشتغال را در کشور حل کرد و به نظر می رسد با پروژه آزمایشی که با کمک سازمان مدیریت و برنامه ریزی در کشور اجرا می شود، اهداف موردنظر الگوی بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد به دست بیاید. البته لازم است که اراده و باوری در سطوح بالای تصمیم گیری در کشور به وجود آید تا این قبیل الگوها، جنبه ملی پیدا کنند.

 

در نظریات جامعه شناسی، اصل خوداشتغالی به نوعی ماهیت تمرکززدایی داشته و بر تسلط دولت بر همه چیز و همه کس، خط بطلان می کشد تا افراد را مستقل و متکی به خود بار آورد. خدابخش نژاد سلیم، کارشناسی امور تعاونی ها می گوید: تجمیع سیاست های خوداشتغالی، تعاون و همیاری را ایجاد می کند. سیاست خوداشتغالی و ایجاد فرهنگ کار متکی به نیروی اندیشه و بازو به عنوان سیاست پایه یا مکمل قادر است در مبارزه با فقر و بیکاری نقش مهمی ایفا کند.

این فعالیت هم در روستا و هم در شهر فرصت ظهور و بروز دارد. وی می افزاید: در تعاونی ها برای دستیابی به هدف خوداشتغالی، افراد شاغل با اتکا به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی یا خدماتی به کسب درآمد می پردازند. این گونه اشتغال، فرد را به تدریج آماده کسب توانایی های لازم برای ورود به فعالیت های بزرگتر و گسترده تر می کند. خوداشتغالی می تواند در بخش هایی نظیر کشاورزی، مهار آب ها، آماده سازی زمین، عمران روستا، خدمات، راه و ساختمان، صنایع کوچک، دستی و هنری، تولید محصولات خوراکی، پوشاک، چرم، کفش، کلاه، چمدان، امور ساختمانی، فعالیت های دیجیتالی و نرم افزاری در کوتاه ترین زمان بدون تشریفات و حتی در درون خانه و سراسر شبانه روز به کمک خانواده و دوستان انجام شود.

خوداشتغالی و کارگردانی فقر

برای توانمندسازی فقیران، شکستن خط فقر ضروری است. در دنیای امروز، در حالی که هر روزه، مسائل جهانی در زیر بال های خود، سایه بحران را بر پرچین های کوتاه می گستراند، اگر فقرا را با راهکارهای مختلف به کارگردانان تراژدی غمگین فقر و مشکلات اقتصادی بدل کنیم، در این صورت است که می توانیم به نتیجه بخشی فقر در پرده آخر نمایش توانمندسازی محرومان امیدوار بود. در نظریات توسعه، توانمند کردن فقیران از طریق ایجاد زمینه های لازم برای رشد و بالندگی و احقاق حق آنان ضرورتی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است و بدون انجام این مهم، دست یافتن به توسعه ناممکن خواهد بود. بنابراین تامین حداقل نیازهای زندگی برای رفع فقر مطلق و توزیع متعادل درآمد برای رهایی یا کنترل فقر نسبی، کمترین تلاشی است که سیاستگذاران و مدیران کشور باید پیگیری کنند. فرزین، با اشاره به این که ایجاد و گسترش شرکت های تعاونی در ابعاد مختلف و نیز زمینه سازی برای ترویج، تشویق و حمایت واقعی از خوداشتغالی ازجمله راهکارهای اساسی برای توانمندسازی فقیران با هدف فقرزدایی است، می گوید: از طریق تعاونی ها، شرایط و امکانات برای تمام افراد جامعه با هدف رسیدن به اشکال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، فراهم می شود. البته متا سفانه تعاونی ها در شکل رایج کشور ما، در قالب سازمان های تعاونی فعالیت می کنند و کارسازی موردنظر را ندارند. وی می افزاید: تعاونی ها در مفهوم رایج خود در سطح جهانی، همان تشکل های غیررسمی در سطح محله هستند که از پایین به بالا بارور می شوند و ایجاد اشتغال می کنند. البته در ماده ۹۵ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دولت مکلف شده است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور، کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی فقرا، از طریق تخصیص کارآمد و هدفمند منابع تامین اجتماعی و یارانه ای پرداختی، برنامه جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی را عملیاتی کند. ولی متا سفانه روش ها، سازوکارها و سیاست های مورد بحث در این قانون درجهت محرومیت زدایی نیست. تنها برای این است که میانگین سطح زندگی عامه مردم افزایش یابد.

نمود اهداف توسعه هزاره در مشارکت فعال فقرا

مهم این که هدف اساسی برنامه های توسعه کشورها، دستیابی به رشد سریع اقتصادی و کاهش فقر بوده است. در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، سرمایه گذاری در زمینه سرمایه فیزیکی و زیربنایی، ابزار اصلی توسعه تلقی می شود. در دهه ۱۹۷۰ این بینش مطرح شد که سرمایه فیزیکی به تنهایی کافی نیست و اهمیت آموزش و بهداشت، مورد تا کید قرار گرفت. در دهه ۸۰ به بهبود مدیریت اقتصادی و افزایش نقش بازار توجه شد و در دهه ۱۹۹۰ بر اهمیت مسا له حکومت ها و نهادها تا کید شد. از اهداف توسعه هزاره سوم، توسعه اقتصادی برای کلیه افراد ازجمله جمعیت کشورهای توسعه نیافته است. با این حال در کشورهای موسوم به جهان سوم، به رغم تلاش فراوانی که در قالب برنامه های عمرانی برای کاهش توسعه نیافتگی، فقر و نابرابری صورت گرفته، مشکلاتی چون فقر و نابرابری همچنان به قوت خود باقی است و در مواردی نیز تشدید شده است. نژادسلیم، کارشناس امور تعاونی ها می گوید: فقرا، قادرند از طریق تشکیل تعاونی ها، مشکلات خود را با توسل به خودیاری و کمک متقابل، چاره جویی کنند و وضعیت خود را هرچقدر هم ما یوس کننده باشد در پرتو تلاش و کوشش جمعی و جلب حمایت های دولتی دگرگون کنند. علاوه بر این، برای سازمان های دولتی و بین المللی نیز این بستر فراهم می شود تا به جای این که به تک تک افراد کمک کنند ازطریق هدایت آنها برای تشکیل سازمان های تعاونی و ارایه حمایت های اجتماعی، مالی، آموزشی، حقوقی و... برای فقرا فرصت خودباوری و اتکا به نفس فراهم کرده و با توانمندسازی آنها از طریق برنامه های حمایتی امنیت اقتصادی، اجتماعی و روانی آنان را تامین کنند. به اعتقاد فرزین، مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل در تهران، مفهوم اصلی محرومیت زدایی و توانمندسازی فقیران، وارد کردن محرومان در چرخه اقتصادی و درآمدی است و باید با روش های کارآفرینی، اشتغال زایی و ایجاد زمینه های خوداشتغالی برای محرومان، اعتباراتی که ازسوی سازمان های حمایتی صرف اقشار آسیب پذیر می شود، به صورت بهینه هزینه کرد. به طور قطع برای شکستن خط فقر و عبور از خیال پردازی برای رسیدن به مرز واقع گرایی، آموزش ماهیگیری به جای بخشیدن ماهی لذتی را می ماند که جاودانگی آن بر نیروی بازو و اندیشه تکیه خواهد زد.

 

گزارش : ناهید حسینی

منبع: http://www.aftab.ir                            

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo